اینم چندتا جک با حال آخه بعضی ها میگن چرا جک نمی زاری
به ترکه مي گن با سويس جمله بساز ميگه : من ديگه با هيچي جمله نمي سازم شما داريد از ترک بودن من سويستفاده ميکنيد
ترکه ميخواسته بچش رو نصيحت کنه! ميگه چند سالته؟ ميگه 16 سال ميگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه يه روز پير زنه تو اتوبوس ميگه ني ناي ناي ناي ني ناي ناي همه دست مي زنندپيرزنه دندوناشو از كيفش در مي ياره مي زا ره دهنش مي گه نياوران نگه دار
دیروز در بعضی اماکن : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!! امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید
ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبورنکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه حرف دل بود نه جک
نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387 توسط غریب آشنا | لينك ثابت
اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه...........عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينه كه...........يكي رو دوست داشته باشي و اون نمونه
بخشش آن نيست که چيزي به من بدهي که من از تو بيشتر به آن نياز دارم،
بلکه آن است که چيزي را به من ببخشي که خودت بيشتر
از من به آن احتياج داري
زندگي هنر نقاشي كردن است بدون استفاده از پاك كن. سعي كن هميشه طوري زندگي كني كه وقتي به گذشته برميگردي نيازي به پاك كن نداشته باشي
شكسپير ميگه: فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري وبدست بياورچيزي رو كه نمي توني فراموشش كني
عشق كليد شهر قلب است به شرط آن كه قفل دلت هرز نباشد كه با هر كليدي باز شود
اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بيبهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
بازم میخوای ؟؟پس نظر بده
نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387 توسط غریب آشنا | لينك ثابت
مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه
نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387 توسط غریب آشنا | لينك ثابت
سلام دوستان عيد همه تون مبارك عزيزم عيد تو هم مبارك اميدوارم سال جديدت را با هفت سيني از 1:سلامت 2: سر بلندي 3: سرور 4: سر سبزي 5: سالاري 6: سرخوشي 7: سعادت ، شروع کني با آرزوي 12ماه شادي 52 هفته خنده 365 روز سلامتي 8760 ساعت عشق 525600 دقيقه موفقيت 3153000 ثانيه سر خوشی عيدت مبارك اين دسته گل با تمام وجود تقديم به تو
نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 توسط غریب آشنا | لينك ثابت
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتیعاشقباشی و هیچ کس از دلعاشقتباخبر نباشد . وقتی لبخند میزنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگرانحرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتیتمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و ازاعماق قلب تنها وعاشقو گریانت بانگبرمی آوری که: « ای خدای بزرگ.............
نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 توسط غریب آشنا | لينك ثابت
بعــد از يک عبــادت طــولاني در يــک نيمه شب سرد پاييزی/ چشمهايم را به سوي آسمان روانه کردم / و ستاره ي ديدم که برايم چشمک ميزد...
داشتم فکر مي کردم ما آدمها چقدر پيچيده هستيم و در عين حال چقدر ساده، هر چقدر که بخواهيم از يک موضوعي دوري کنيم، اون موضوع هي به ما مي چسبد، ما هي قدرت جذبمان در مقابل اون موضوع بالاتر ميره.... دارم سعي مي کنم يه سري چيزها رو توي وجودم بپذيريم..........ادامه را حتما برو
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 توسط غریب آشنا | لينك ثابت
توی این همه بی حضوری آدمها، حضور تو غنیمتیست، برای دل تنهایی من در این روزها، سردی این روزهایم را با گرمای حضورت، گرمتر می کنم شاید سردی روزها را به دست فراموشی بسپارم...
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 توسط غریب آشنا | لينك ثابت
چه می شود اصلا رابطه ی شکل می گیرد؟ بعدها چه می شود صمیمیت ایجاد می شود بین دو نفر؟ چه می شود رابطه جنسی برقرار می شود بین آنها؟ چه می شود یک هو قاطی می شوند تا مرز جنون؟ و چه می شود ناگهان همه چیز تمام می شود؟
توی یه دوره ای از زندگیم به شدت مخالف یه سری از رابطه ها با یه سری از آدمها بودم، هر وقت دوستام رو می دیدم توی همچین رابطه های هستند بشدت مخالفت می کردم و اعتراض، تا اینکه روزی رسید که خودم بشدت درگیر یکی از همین رابطه ها شدم..... برو بقیه را تو ادامه مطلب بخون
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 توسط غریب آشنا | لينك ثابت
بگذار گریه کنم .................نه برای تو.................... برای عشقی که مرده است بگذار گریه کنم .................نه برای تو.................. برای صداقت که کمرنگ شده است بگذار گریه کنم .................نه برای تو ................... برای غمها که یکنواخت شده است بگذار گریه کنم .................نه برای تو................... .برای آرزوها که از بین رفته اند بگذار گریه کنم ................نه برای تو.................... برای محبت ها که ساکت شده اند بگذار گریه کنم .................نه برای تو.................... برای آدمیان که بی تفاوت شده اند
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 توسط غریب آشنا | لينك ثابت
تنها ترین تنها
غربت من هر چي که هست از با تو بودن بهتره آخر خط زندگي اين نفساي آخره وقتي دارم با هر نفس از اين زمونه سير مي شم وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير ميشم اين آخر راهه ديگه بايد که تنها بميرم تنها تو اوج بي کسي تو غربت آروم بگيرم بايد برم بايد برم بايد که بي تو بپرم آخ که چه سنگين مي زنه اين نفساي آخرم سکوت من نشونه ي رضايتم نيست ميدوني گلايه هامو ميتوني از توي چشمام بخوني بگو آخه جرمم چيه که بايد اينجور بسوزم هيچي نگم داد نزنم لبامو روهم بدوزم در به در غزل فروش منم که گيتار ميزنم با هرنگاه به عکست انگار من خودمو دار مي زنم نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو به ساده بودن من و به اون دل سياه تو نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو به ساده بودن من و به اون دل سياه تو